معنی ضرب المثل هر وقت کسی شدی بگو خراب کنند
یکی بود، یکی نبود. دانشجویی بود که هزار جور گرفتاری داشت. درس هایش زیاد بود. پول نداشت در شهری دور...
یکی بود، یکی نبود. دانشجویی بود که هزار جور گرفتاری داشت. درس هایش زیاد بود. پول نداشت در شهری دور...
این ضرب المثل در فواید و آثار مهمانداری و مهماننوازی و در نکوهش کسانی که تنگنظرند و چشم دیدن مهمان...
زن وشوهرجوانی پس سال ها ازدواج بچه دارنمی شدن برای اینکه از تنهایی دربیان یه توله روتوایلر میخرن و اونو...
روزی ملانصرالدین وارد یک آسیاب گندم شد دید اسیاب به گردن الاغ بسته شده الاغ میچرخید و اسیاب کار میکرد...
این مثل در مورد کسی گفته می شود که همیشه شانه از زیر هر نوع کار و مسئولیتی خالی کند...
آورده اند که: مردی پارسا به بازار شهر رفت و گاوی خرید و به سوی خانه اش بازگشت. گاو، درشت...
پسر جوانی با پدرش بر روی زمینی، کشاورزی می کردند! مدتی گذشت و زمین اصلاً آماده ی بذر پاشی نشد....
می گویند در چمنزاری دور از دهکده، سه گاو و یک شیر با هم زندگی میکردند. یکی از گاوها حنایی...
مسافري خسته كه از راهي دور مي آمد ، به درختي رسيد و تصميم گرفت كه در سايه آن قدري...
مردی یک طوطی را که حرف میزد در قفس کرده بود و سر گذری مینشست. اسم رهگذران را میپرسید و...