نویسنده: مدیر

داستانک بادکنک من

سمیناری برگزار شد و پنجاه نفر در آن حضور یافتند. سخنران به سخن گفتن مشغول بود و ناگاه سکوت کرد...

حکایت جالب و خواندنی

مرد زاهدی، روزی به مهمانی شخصیتی بزرگ رفت. هنگام غذا خوردن فرا رسید. زاهد از عادت همیشگی غذا کمتر خورد....

اس ام اس فلسفی و آموزنده

درَخـت سیب فقط قراره ثمرش سیب باشه و درخت انار فقط انار! از آدمها چیزی که نیستن رو توقع نداشته...

اس ام اس عاشقانه و زیبا

شده‌ام شبیه ایستگاهی متروک، که قطارها هنوز نرسیده؛ خط عوض می‌کنند! • • کنار دست‌مان گلی به شوق پَر می‌ریخت...

قصه کودکانه سنجاب کوچولو

سنجاب کوچولو هنوز آنقدر بزرگ نشده بود که بدون اجازه پدر و مادرش ، بتواند به تنهایی از لانه خارج...

اس ام اس فلسفی و آموزنده

قندیل، تندیس قطرہ ھایی است کہ تسلیم جاذبہ زمین نشدہ اند و می آموزند کہ نباید تسلیم قدرتھای زمینی شد...