برچسب:  سرگرمی 

جوک های پ ن پ جدید و باحال

از مادربزرگم میپرسم شما بزرگترین یا خاله بزرگ میگه از نظر سن میگی ؟ پ ن پ از نظر قد و وزن و میزان کلسترول خون میگم ♦.♦.♦.♦.♦♦.♦.♦.♦.♦♦.♦.♦.♦.♦♦.♦.♦.♦.♦ رفتم نان بگیرم نانوا بهم میگه...

جوک های خنده دار تلگرام

دختره گوشیشو آورده بفروشه میگم خانوم گوشیتون کارتن داره؟ میگه: . . . . کارتن ن ولی فیلم زیاد داره همه با هم یار دبستانی من…‌ • • ﻱ ﺳﻮﺍﻝ ﺑﺪ ﺟﻮﺭ ﺫﻫﻨﻤﻮ ﺩﺭ...

طنزهای خنده دار فک و فامیله ما داریم!

داشتم تلویزیون می دیدم یهو داداشم داد زد کمک کمک … پریدم تو آشپزخونه دیدم از ماکروویو آتیش میزنه بیرون نگو این شاهکاره خلقت داشته تو ماکروویو جورابشو خشک میکرده؟ فک و فامیله داریم؟...

███?♥♥♥?♥♥♥ جوک های پ ن پ ♥♥♥؟♥♥♥؟███

جوک های جدید و خنده دار

حیف نون به پسرش شک میکنه بهش میگه:ها کن ببینم! پسره ها میکنه غضنفر میزنه تو گوشش بهش میگه:حالا دیگه میری دختر بازی؟ ███?♥♥♥?♥♥♥ جوک های پ ن پ ♥♥♥؟♥♥♥؟███   عاقد: عروس خانوم وکیلم ؟...

فک و فامیله ما داریم؟!

فک و فامیل ما یه گروه ساختن تو واتس آپ یکی از مکالمات گروه درمسافت ۱متری: دختر خالم:مامان شام چی داریم؟ خالم: تخم مرغ دختر خالم: وای مامان مرسی کلا فامیل تکنولوژی دوستی داریم...

حکایت جالب و خواندنی

یک شکارچی، پرنده‌ای را به دام انداخت. پرنده گفت: ای مرد بزرگوار! تو در طول زندگی خود گوشت گاو و گوسفند بسیار خورده‌ای و هیچ وقت سیر نشده‌ای. از خوردن بدن کوچک و ریز...

حکایت جالب و خواندنی

مرد زاهدی، روزی به مهمانی شخصیتی بزرگ رفت. هنگام غذا خوردن فرا رسید. زاهد از عادت همیشگی غذا کمتر خورد. بعد از غذا، نوبت نماز خواندن رسید. مرد زاهد به نماز ایستاد، اما بر...

حکایت جالب مرد خیاط و کوزه عسل

روزی روزگاری در زمان‌های قدیم مرد خیاطی کوزه‌ای عسل در دکانش داشت. یک روز می‌خواست دنبال کاری از مغازه بیرون برود. به شاگردش گفت: «این کوزه پر از زهر است. مواظب باش به آن...

حکایت خواندنی روزی روزگاری

عابد خداپرستی بود که در عبادتکده ای در دل کوه راز و نیاز خدا میکرد، آنقدر مقام و منزلتش پیش خدا زیاد شده بود که خدا هر شب به فرشتگانش امر میکرد تا از...